خواجه نصير الدين الطوسي

500

اخلاق محتشمى ( فارسى )

موهبت هنى و عطيت سنى [ 3 ر ] بگزارم ، و بر قضيهء كلام ربانى كه : لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ باداى شكر مزيد استمتاع و انتفاع ببقاى تو طلب كنم ، و نظرى شافى و فكرى كافى نمايم در اجتهاد بانفس خويش و بذل مجهود جهت تو ، تا تو از ادب « 1 » من وعظى يا بى و حظى كسب كنى كه بان « 2 » منتفع و متمتع توانى بود ، كه آن حجتى باشد اشفاق ابوت مرا بر تو و قضاى حقى كه ايزد سبحانه و تعالى از وجه پدر فرزندى ترا بر من واجب گردانيده است . و در مستقبل داعيه و موجب آن گردد كه تو بمجازات آن بجاى من برّ و احسان كنى ، و از طريق عقوق و عدوان احتراز و اجتناب نمائى ، و حكم هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ كار بندى ، و مرا در امور من مساعدت نمائى ، و بر آنچه سانح و عارض گردد معاونت و مؤاتات و مساهمت « 3 » و مواسات دريغ ندارى . بدانكه من هيچكس را نميدانم ، اگرچه او را بموعظت متواتر ، و نصيحت بمبالغت ، و ارشاد بىغش ، و هدايت بىغرض ، و تعليم بشفقت ، تأديب و تهذيب كنند [ 3 پ ] كه به آن منفعت تواند گرفت ، و آن مواعظ و نصايح در تخريج او ثمره و فايده دهد ، و او باقتباس « 4 » فوايد و اغتراف موارد آن قادر تواند بود ، بىآنكه توفيق الهى او را مساعد باشد ، و بر قبول آن آداب دلالت كند . شعر اذا لم يعنك اللّه فيما تريده * فليس لمخلوق اليه سبيل

--> ( 1 ) - خ : كه بانوار آداب . ( 2 ) - خ : با آن . ( 3 ) - خ : مسامحت . ( 4 ) - خ : بر اقتباس .